پسر ، دختر زیبایی را دید . شیفتش شد . چند ساعتی با هم تو خیابون قدم میزدن که یهو یه بنز گرون قیمت
جلوی چاشون ترمز زد . دختره به پسره گفت : خوش گذشت ، ولی نمی تونم همیشه پیاده راه برم بای .
نشست توی ماشین ، راننده بهش گفت : خانوم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفا پیاده شید ...
-------------------------------------------------------
ارسال شده توسط : Darya
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط:
برچسبها: